آواي آتش

 


 


 


بايد فراموشت کنم چنديست تمرين مي کنم


 


من مي توانم مي شود آرام تلقين مي کنم


 


 



با عکسهاي ديگري تا صبح صحبت مي کنم


 


با آن اتاق خويش را بيهوده تزئين مي کنم


 


 


سخت است اما مي شود در نقش يک عاقل روم


 


شب نه دعايت مي کنم نه صبح نفرين مي کنم


 


 


حالم نه اصلا خوب نيست تا بعد بهتر مي شوم


 


فکري براي اين دل تنهاي غمگين مي کنم


 


 



من مي پذيرم رفته اي و برنمي گردي همين


 


خود را براي درک اين صد بار تسحين مي کنم


 


 


از جنب و جوش افتاده ام ديگر نمي گويم به خود


 


وقتي عروسي مي کند آن مي کنم اين مي کنم


 


 



خوابم نمي ايد ولي از ترس بيداري به زور


 


با لطف قرص قد نقل يک خواب رنگين ميکنم


 


 



اين درد زرد بي کسي بر شانه جا خوش کرده است


 


از روي عادت دوستي با بار سنگين مي کنم


 


 



هر چه دعا کردم نشد شايد کسي آمين نگفت


 


حالا تقاضاي دلي سرشار از آمين مي کنم


 


 



نه اسب نه باران نه مرد تنهايم و اين دائمي ست


 


اسب حقيقت را خودم با اين نشان زين مي کنم


 


 



يا مي برم يا باز هم نقش شکستي تلخ را


 


در خاطرات سرخ خود با رنج آذين مي کنم


 


 



حالا نه تو مال مني نه خواستي سهمت شوم


 


اين مشکل من بود و هست در عشق گلچين مي کنم


 


 



کم کم ز يادم مي روي اين روزگار و رسم اوست


 


اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين مي کنم.



 




نویسنده » ماهان اميدي . ساعت 3:26 عصر روز دوشنبه 14 خرداد 1386


 


 


 



 


به مجنون گفت روزي عيب جويي



که پيد ا کن به از ليلي نکويي



که ليلي گرچه در چشم تو حوريست



به هر جزوي زحسن او قصوريست



زحرف عيبجو مجنون برآشفت



در آن آشفتگي خندان شد و گفت



اگر در ديده مجنون نشيني



به غير از خوبي ليلي نبيني



تو کي داني که ليلي چون نکوييست



کزو چشمت همين بر زلف وروييست



تو قد بيني ومجنون جلوه ناز



تو چشم و او نگاه ناوک انداز



تو مو بيني و مجنون پيچش مو



تو ابرو، او اشارت هاي ابرو



دل مجنون ز شکر خنده خون است



تو لب ميبيني و دندان که چونست



کسي کاو را تو ليلي کرده اي نام



نه آن ليليست کز من برده آرام



اگر مي بود ليلي بد نمي بود



ترا رد کردن او ،حد نمي بود


 


تقديم به همه دوستاي گلم


 



 


 



 


 




نویسنده » ماهان اميدي . ساعت 7:46 عصر روز جمعه 17 فروردين 1386